مهرنگار

گاهی هجوم کلمات به گستره ی ذهنت،چاره ای جزنوشتن باقی نمیگذارند.

مهرنگار

گاهی هجوم کلمات به گستره ی ذهنت،چاره ای جزنوشتن باقی نمیگذارند.

داستان من وشماهمانندمردی است که آتشی افروخته،پروانه ها درآن می افتند و او سعی می کند آن ها رانجات بخشد.
من کمربندتان را می گیرم تادرآتش نیفتید وشما از دستم می گریزید.

« پیامبراکرم حضرت محمد(ص) »

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

۱ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵

امروز ،تولد مردیست که برای من همیشه جزء قهرمان های زندگیم خواهدبود.

مردی که ...

تاقبل از پخش سریال شوق پرواز ،زیادنمیشناختمش.نه اینکه اصلا نشناسم،

ولی به این دقت وریزبینی نبود این شناخت!

شوق پرواز منو لحظه به لحظه باعباس بابایی همراه کرد،قدم قدم جلوبردوپرواز داد.

اونقدر که دیدم ؛ خدا چه کارها که درون یک آدم نمیکنه...


باعباس فهمیدم که هیچ‌منافاتی نداره آدم عاشق باشه وبتونه درعین دل بستگی،رهاترین انسانی باشه که تاحالا دیدم.

هیچ‌منافاتی نداره درقلب رنگها ووسوسه هاباشی وچنان عاشقانه باالّله عشق بازی کنی که انگار کنارخدا که نه، در آغوشش نشستی!

که عشق،روح آدم ولطیف ترمیکنه.

عشق درد وبیشتر جاری میکنه دروجودت.

اون هم عشقی از نوع عشق عباس بابایی که زیرسایه ی مهرخدا جان گرفت وقدکشید وپروازداد...


تولدت مبارک عباس بابایی....شهیدعباس بابایی!

لطفا پرواز را یاد ما هم بده!


مهربانو

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۵ ، ۰۸:۳۴
مهربانو مهری